پنجره عشق

از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد،
خدا گفت: نه!
رها کردن کار توست. تو باید از آنها دست بکشی.
از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد،
خدا گفت: نه!
شکیبایی زاده رنج و سختی است.
شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است.
از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد،
خدا گفت: نه!
من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوری.
از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد،
خدا گفت: نه!
رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر، و به من نزدیکتر و نزدیکتر می کند.
از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد،
خدا گفت: نه!
بایسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالی اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوی.
من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند از خدا خواستم و باز گفت: نه.
من به تو زندگی خواهم داد، تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری.
از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند.
و خدا گفت: آه، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 شهریور 1391 توسط shadi | نظرات خوب شما()

گفتگوی شیطلان چاق با شیطان لاغر

شیطانی چاق روزی با شیطانی لاغر برخورد نمود.شیطان چاق از شیطان لاغر پرسید:چرا

 تو اینطور لاغر و ضعیف شده ای؟شیطان لاغر در پاسخ گفت:من بر شخصی مسلط و مامور

گمراه کردن او هستم ولی او در اول هر کاری از قبیل خوردن و اشامیدن و موارد دیگر زبانش

 به ذکر "بسم الله"گویا است.بدین جهت ازنفوذ در او و شرکت در کارهایش محروم هستم و

همین سبب لاغری من است حال تو ای عزیز بگو بدانم چرا چاق شده ای ؟ شیطان چاق

پاسخ داد  :چاقی من به خاطر ان است که شاد هستم زیرا بر شخصی غافل و بی خبر و

بی تفاوت مسلط شده ام که در هیچ کاری "بسم الله"نمی گوید.مثلا به هنگام ورود و خروج

 و خوردن و اشامیدن و سایر موارد او در هر کاری انچنان غافل و سرگرم است که اصلا به


یاد خدا نیست و همین سبب چاقی من شده است.شاید بعضیهاتان بگویید که این فقط یه

داستان است.حتی اگر داستان هم باشد ایا فکر می کنید گفتن "بسم الله"شیطان را ناامید نمی کند؟




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 شهریور 1391 توسط shadi | نظرات()

لحظاتی با خدای مهربون عشق همه مردم این زمون!

 

 

 

ملاصدرا می گوید:

خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان

اما به قدر فهم تو کوچک میشود

و به قدر نیاز تو فرود می آید

و به قدر آرزوی تو گسترده می شود

و به قدر ایمان تو کارگشا میشود

یتیمان را پدر میشود و مادر

محتاجان برادری را برادر میشود

عقیمان را طفل میشود

ناامیدان را امید میشود

گمگشتگان را راه میشود

در تاریکی ماندگان را نور میشود

رزمندگان را شمشیر میشود

پیران را عصا میشود

محتاجان به عشق را عشق میشود

خداوند همه چیز میشود و همه کس را...

به شرط اعتقاد، به شرط پاکی، به شرط طهارت روح

به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا

و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف

و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک

و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید از ناجوانمردیها، نادرستی ها، نامردی ها

چنین کنید تا ببینید چگونه

بر سر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان مینشیند

در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند

و در کوچه های خلوت شب با شما نجوا می کند

مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود.




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 مرداد 1391 توسط shadi | نظرات ارزنده شما()

 

چت انسان با خدا

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم


گفتی: ... فَإِنِّی قَرِیبٌ...
.:: من که نزدیکم (بقره/
۱۸۶) ::.


گفتم: تو همیشه نزدیکی؛... کاش می‌شد بهت نزدیک شم .

گفتی: وَاذْکُر رَّبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَخِیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/
۲۰۵) ::.


گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ...
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/
۲۲) ::.


گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی .

گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ...
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/
۹۰) ::.



گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی: أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ ...
.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/
۱۰۴) ::.


گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی: ... اللَّهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ ...
.:: (ولی) خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/
۲-۳) ::.


گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتی: إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا…
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/
۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: وَ مَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ...
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/
۱۳۵) ::.


گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌کنم


گفتی: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ...
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/
۲۲۲) ::.


ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک


گفتی: أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ ...
.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/
۳۶) ::.



گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَأَصِیلًا (42) هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/
۴۱-۴۳) ::.

التماس دعا

 




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 مرداد 1391 توسط shadi | نظرات()

خ    خواب من و خدا...

 

 


I had e dream … تصوری داشتم
 
 
I dreamed I was walking along the beach with God که در کنار ساحل با خدا قدم می زنم. خیال کردم
 
Across the sky flashed scenes from my life. در آسمان تصویری از زندگی خودم را دیدم.
 
For each scene, I noticed two sets of footprints in the sand; در هر قسمت دو جای پا دیدم
 
One belonging to me, and the other to God.یکی متعلق به من و یکی متعلق به خدا
 
When the last scene of my life flashed before me.وقتی آخرین تصویر زندگیم را دیدم.
 
I looked back at the footprints in the sand.به جای پا روی شنها نگاه کردم.
 
I noticed that many times along the path of my life there was only one set of foot prints.
دیدم که چندین زمان در زندگیم فقط یک جای پا بیشتر نیست
 
I also noticed that it happened at very lowest and saddest times in my life.
دریافتم که این در سخت ترین نقاط زندگیم اتفاق افتاده
 
This really bothered me so I questioned God about it.
برای رفع ابهامم از خدا سوال کردم.
 
"
God, you said that once I decided to follow you.. You'd walk with me all the way."
خدایا فرمودی که اگر به تو ایمان بیاورم هیچ زمانی مرا تنها نخواهی گذاشت
 
But I have noticed that during the most troublesome times in my life, there is only one set of footprint.
دیدم که در سخت ترین لحظات زندگیم فقط یک جای پا بیشتر نیست
 
I don't understand why when I needed you most you would leave me.
چرا در زمانی که بیشترین نیاز به تو داشتم تنهایم گذاشتی
 
God replied, "My precious, precious child"
خدا فرمود: فرزند عزیزم
 
I love you, and I would never leave you.
تو را دوست دارم و تنهایت نمی گذارم
 
During your times of trial and suffering, when you see only one set of footprints
در مواقع سخت اگر یک جای پا می بینی
 
It was then that I carried you.
در آن لحظات تو را بدوش کشیدم.




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 مرداد 1391 توسط shadi | نظرات()
درباره وبلاگ
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند های روزانه
» چت
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


کد موزیک الما


ابزار های عاشقانه برای وبلاگ

کد زیبا سازی لینک ها

کد حباب و قلب
کد حباب و قلب