پنجره عشق - شهر عشق خدا

شهر عشق خالی ترین شهرخداست...

 

 

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می كشید

وقتی عطش طعم تو را با اشكهایم می چشید

من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

یك آن شد این عاشق شدن، دنیا همان یك لحظه بود

آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی كه من عاشق شدم، شیطان به نامم سجده كرد

آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده كرد

من بودم و چشمان تو، نه آتشی و نه گلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

نكند كنج هیاهو بروم از یادت؟




طبقه بندی:
تاریخ : پنجشنبه 9 شهریور 1391 | 08:27 ق.ظ | نویسنده : باران | نظرات


  • paper | خرید رپورتاژ ارزان | فروش لینک دائمی
  • رپرتاژاگهی | فروش رپرتاژ
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو