پنجره عشق - اولین نمدی درب اتاقت
آیهان یه دونه من امروز اولین نمدی درب اتاقتو با خاله مریم ساختیم خاله آنا هم كمك كرد ولی داره برای كنكور میخونه و سال سختی داره امروزم به درد خون گرفتن پس فردا فك كردم و غصه دار شدم ولی چه میشه كرد... مجبورم برم سه بار خون بدم واكسن كزاز بزنم و حتی زایمان كنم چقد ترسناك و من چقد برای همشون استرس دارم راستش این شبا اصن نمیتونم خوب بخابم همش استخون درد دارم...
تاریخ : سه شنبه 30 اردیبهشت 1399 | 05:15 ب.ظ | نویسنده : باران | نظرات


  • paper | خرید رپورتاژ ارزان | فروش لینک دائمی
  • رپرتاژاگهی | فروش رپرتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic