پنجره عشق - ارومیه

سلام آیهان مامان

خوبی عشقم؟ امروز من و تو اومدیم شهر تولد مامان ارومیه... البته طرز درست گفتنش اورمیه هست فلسفه داره بعدا تعریف میکنم برات

میدونی عسل مامان نمیدونم چرا اینجا آسمون هم آبی تره! هواش قشنگتره... انگار تک تک مولکول هاش مهربونترن..

انگار خونه خودمه... نمیدونم چطور بگم ولی واقعا حس راحتی دارم اینجا

الان داریم برمیگردیم عزیزم دل من برای اورمیه قشنگم خیلی تنگ میشه

امروز تو با خاله و دخترخاله ملاقات کردی و خونه جدید مامان بزرگ بابابزرگ رو دیدی... دریاچه اورمیه رو دیدی و باغات اورمیه رو

خونه خاله همیشه پر ز صفاست عسل من... چه شبایی که باهم تا صب حرف زدیم وقتای مجردی نامزدی و بعدش

کلا بهترین روزا کنار هم اونجا بودیم دلم میخاد بازم زودتر یه جا جمع شیمو خوش بگذرونیم

حتما توام قراره عاشقشون بشی :)


تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 | 06:50 ب.ظ | نویسنده : باران | نظرات


  • paper | خرید رپورتاژ ارزان | فروش لینک دائمی
  • رپرتاژاگهی | فروش رپرتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات