پنجره عشق - گله

پسر قشنگم امروز نصف بیشتر وسایل سیسمونی تورو خریدیم

شاید فقط تخت و کمد و پرده اتاقت مونده باشه... عزیزدلم امروز میخام برات از تبعیض های جامعه بگم!

تو پسر منی... من و بابات

اما از نوجونی های دور برات خیلی زحمت کشیدم وقتی هرماه حالم بد میشد... امتحانام خراب میشد... مثل مرده ها میشدم و نمیتونستم هیچکاری انجام بدم

بزرگتر شدم ازدواج کردم، با تمام تلاشهای پدرت من تو تمام مراحل داشتن تو اذیت شدم درد کشیدم و الان تو هر روز و شب بارداری دوباره همه اینارو دارم

منتی نیست عزیزدلم... من خیلی هم دوستت دارم و به بدتر ازین هم راضی ام تا تو صحیح و سالم بیای بغلم!

میدونی بعد از همه ی این سختی ها شتید تو انتخاب اسمت نظر من دخیل باسه ولی نام خانوادگیت میشه نام پدر! و تو قانون این کشور تو فقط مال بابایی در حالیکه من و اون باهم برای داشتنت زحمت کشیدیم و شاید من بیشتر!

جان دلم سیسمونی خریدیم و درسته که مامان بزرگ بابابزرگت یه کلمه نگفتن چرا ما بخریم و حتی بابات هم تا جاییکه میتونست خرید کرد برات ولی وقتی به خانواده همسر به تعارف گفتیم اگه دوس دارین با شمام میریم خرید که احیانا ته دلشون ناراحت نشن که اونا تو خرید برای نوه ای که قانونا فقط مال اوناست نبودن! اونا گفتن نه شما بخرین ما میایم نگاه میکنیم.... تمام دیشب هروقت منو از خواب بیدار کردی کوچولوم به این عبارت فکر کردم به اینکه چقد بهم برخورده که تو فقط مال اونایی درحالیکه طبق رسمشون همه زحمتت مال من و خانواده منه

مادر منم میتونست از همین پولهای سیسمونی هزارویک چیز دیگه که دوس داره بخره ولی دوس داشت برلی تو بخره و با ذوق اینکارو کرد! کوچولو اگه ببینی چه چیزایی برات خریده و بعد مقایسه کنی با چیزایی که به اصطلاح کادو برات خریدن و هردفعه دادن ... شاید بگی من الکی غر میزنم نه کوچولو... لباسای کوچیک بابات رو نگهداشتن و دادم بهمون که تو بپوشی زیاد بد نیستن میشه تو خونه بپوشی.... اما خب!

میدونی عشق مامان من با همه رسم هاشون مخالفم! از کم گذاشتنای پدرو مادر همسرم و ندیدن های بابات بدم میاد.... عزیزدلم اینکه اگه تو الان دختر بودی من باید بفکر جهیزیه و سیسمونی تو بودم و چون الان پسری من فقط قراره تماشا کنم ناراحتم میکنه و من قرار نیس اینکارو بکنم... من قراره به آدمای اطرافم یاد بدم چه پسر چه دختر من باید هرکاری میتونم برای بچم انجام بدم!

حتما یادت بمونه عزیزدلم من قراره تو عروسیت تو نوه دار شدنم و تو همه چی نصف همه ی کارارو انجام بدن و نذارم خانواده همسرت و همسرت فک کنن پسر بودن یعنی فقط از دور تماشا کردن و صاحب بودن همه چیز

کوچولوی من عشق من یادت بمونه که تو اگه قانونا هم فقط مال پدر و جدپدری باشی، در اصل مال مامانی و تو کل قلب مامانی و نمیذارم هیچوخ هیچکس تورو از من بگیره تو فقط مال مامانی و بعد بابا

لطفا اینو بدون که پدر و مادر مامانت چقدر برات زحمت کشیدن و خاله هات چقدر دوستت دارن و یادت بمونه همه چیز

خیلی دوستت دارم گل پسرم

مامان


برچسب ها: پسرم،  
تاریخ : دوشنبه 1 اردیبهشت 1399 | 10:47 ق.ظ | نویسنده : باران | نظرات


  • paper | خرید رپورتاژ ارزان | فروش لینک دائمی
  • رپرتاژاگهی | فروش رپرتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic