پنجره عشق - اگر...

‎ اگه دیگه هیچوقت روبه‌راه نشدیم چی؟

‎اگه هواش از سرمون نیفتاد، اسمشو گذاشتیم رو بچه‌مون و با هربار صدا کردنش صدبار مردیم چی؟

‎اگه لبامون لبای هرکی جز اونو پس زد چی؟

‎اگه موهامون دستای هرکی جز اونو رد کرد چی؟

‎اگه تا آخر عمر هیشکی مثل اون قشنگ صدامون نکرد چی؟

‎اگه دیگه هیشکی مثل اون نگامون نکرد چی؟

‎اگه شب تولدش انقدر بغض کردیم که از چشمامون غم بارید چی؟

‎اگه شب عروسیمون آهنگی که واسمون میخوند پخش شد و پاهامون سست شد چی؟

‎اگه رفتیم پاتوق همیشگی‌مون، با دلبر جدیدش دیدیمش و رنگ از رخمون پرید چی؟

‎اگه انقدر اون لباس سفید نرمه که از حراجی های بغل پارک لاله واسمون خریدو پوشیدیم که پوسید چی؟

‎اگه عطرش از لباسی که جاگذاشته پرید و بوی تنشو یادمون رفت چی؟

‎اگه یهو زد به سرمون رفتیم عکس چشماشو خالکوبی کردیم رو مچ دستمون بعد هی زل زدیم بهش گفتیم: "خیلی میخوایمت دلبر" چی؟

‎حالا اینارو ول کن خانم دکتر.

‎اگه دیگه قرص آبی‌ها هم صورت قشنگشو از جلو چشمامون نبرد و همه‌جا دیدیمش چی؟

‎اگه تا آخر عمرمون دیوونه‌ش موندیم چی؟


‎سكانسی از فیلم خشم وهیاهو


تاریخ : یکشنبه 29 دی 1398 | 01:32 ب.ظ | نویسنده : باران | نظرات


  • paper | خرید رپورتاژ ارزان | فروش لینک دائمی
  • رپرتاژاگهی | فروش رپرتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات