پنجره عشق - غر زدن

وقتی حس میکنی مادر میشی فقط فکر میکنی واقعا من میتونم؟

این اولین فکره!

ولی بعدش فکر میکنی به آرزوهایی که برای خودت داشتی و کارهایی که هنوز انجام ندادی

به اندامی که تا امروز قشنگ نگهش داشتی و الان داره نابود میشه

به پوست تنت که قراره ترک بخوره

به دردهایی که حتی از ۱۳ یا ۱۴ سالگی یا حتی زودتر کشیدی و هرماه داشتیش تا الان یه کوچولو یه آدم بدنیا اضافه کنی

به استخون هات دندونات موهات ابروهات شکل قیافت فکر میکنی که ممکنه همشون خراب شه ... به چشمهات که ممکنه ضعیف شن!

به کلاس نقاشی و ویولونی که هنوز شروعش نکردی

به داروخانه ای که هنوز بازش نکردی

به خونه ای که هنوز نخریدیش

کتابایی که هنوز نخوندی

لباسایی که قراره دیگه تنت نشن

شمام جای من بودین گریتون نمیگرفت؟

ناراحت نمیشدین؟

وقتی با حرص و ولع یه خوراکی رو میخورین و بعد احساس عذاب وجدان دارین که چاق شدم!

چیه میخاین بگین عوضش مامان میشی؟

وقتی این حجم از چیزای بد رو هرروز باید تحمل کنی و بعد هنوز استرس زایمان و استرس های مختلف رو داری هیچوقت نمیتونی با لذت فقط مامان شی!!!


من دوس داشتم یه نویسنده و نقاش و ویولونیست ماهر باشم که هیچی از داروها نمیدونه... تا اینکه یه داروساز نویسنده ی مادر شدم که هیچی از ویولون نمیدونه و فقط گریزی به نقاشی میزنه!


نمیخام ناشکری کنم... خداروشکر که دارمت کنجد کوچولو ولی قول بده بذاری مامان به آرزوهاش برسه... مامان خیلی دوستت داره ولی باید به آرزوهاش برسه باید چون برای اینجا بودن خیلی تلاش کرده عزیزدلم

خدایا یه نی نی سالم و عاقل و خوشکل بما بده و بهمون کمک کن مامان بابایی باشیم که به آرزوها و هدف خودشون برسن و آرزوهاشونو رو بچشون پیاده نکنن

خدایا به همه هرچی که میخان بده ... ساید ما باهات دوست نباشیمخدایا ولی تو لطفا همش دوستمون باش ... ته ته دلامون هممون دوستت داریم خدایا...!


تاریخ : چهارشنبه 25 دی 1398 | 04:44 ب.ظ | نویسنده : باران | نظرات


  • paper | خرید رپورتاژ ارزان | فروش لینک دائمی
  • رپرتاژاگهی | فروش رپرتاژ
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic