پنجره عشق - درد ودل عاشقان

دوستان عزیزم از این به بعد تو این وبلاگ قراره جایی به نام دردو دل عاشقا داشته باشیم شما میتونین دردودلهاتون رو تو قسمت نظرات بنویسین ولطفا ذكر كنین دوست دارین به اسم خودتون باشه یا نه ضمنا میتونین به كسی كه دوست دارین بگین بیاد بخونه...خلاصه همه جوره چاكرتونم رفقا...

 

اینم قسمت اول دردودل عاشقا از طرف دختری به نام شكوفه به...

 

سوز عشق

 

 

 

 

 

فكركردن بتو كار روز وشب من شده بس كه حال من گرفته است،چشمانم غرق در اشكهایم شده...

دیگر گذشت تو كار خودت را كردی دلم را شكستی و رفتی...

همه چیز گذشت وتمام شد این رویاهای من با تو بود كه تباه شد...

انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی،انگار دیگر دنیایم بن بست شده،راهی ندارم برای فرار از غمهایم...

این هم جرم من بود از این كه مثل دیگران برایت نبودم كسی كه عاشقانه دوستت داشت،دلی داشتم كه واقعا هوای تورا داشت...

دیگر گذشت،حالا تو نیستی ومن جا مانده ام،تو رفته ها ومن تنها مانده ام ،بدون تو تنها و سردر گم مانده ام...

فكر دل دادن ودل بستن را از سرم بیرون میكنم،هرچه عشق ودوست داشتن است از دلم دور میكنم اگر از تنهایی هم بمیرم دلم را با هیچكس آشنا نمیكنم...

دیگر بس است تا كی باید دلم را بدهم وشكسته پس بگیرم،تا كی باید برای این و آن بمیرم؟؟؟

دلم میخواهد برای یك بار هم كه شده شبی را بی فكر و خیال بخوابم در حسرت یك لحظه آرامشم...

تو هم مثل همه هیچ فرقی نداشتی،هیچ خاطره خوبی هم برایم جا نگذاشتی،حالا كه رفتی تنها غم رفتنت را در قلبم گذاشتی...

از همان روز اول میخواستمت،گرچه برایم دنیایی بودی وهنوز هم گهگاهی میخواهمت مهم نیست بودن یا نبودنت...چه فرقی میكند؟؟؟

سوز عشق تو هنوز هم صورتم را پریشان كرده،دلم اینجا تك وتنها راهش را گم كرده،این شعر را برای تو نوشتم بی پرده،هنوز هم دلت نیامده وخیالت،خیالم را پریشان كرده...

 




طبقه بندی:
تاریخ : چهارشنبه 18 مرداد 1391 | 04:33 ق.ظ | نویسنده : باران | نظرات


  • paper | خرید رپورتاژ ارزان | فروش لینک دائمی
  • رپرتاژاگهی | فروش رپرتاژ