پنجره عشق - زن در ایران

‼️من یک زن متاهل هستم ‼️

#دلنوشته... (یک برگ خاطره از یک #زن #ایرانی)

من یک زنم...یک زن #ایرانی...

ساعت هشت شب است...

اینجا خیابان سهرودی شمالی...

بیرون میروم...برای خرید نان...

نه #آرایش دارم...نه #لباسم جاذب است....

#حلقه ام برق میزند...

اینجا سر کوچه...

این هفتین ماشینی‌ست که جلوی پایم نگه میدارد....

آخری میگوید شوهر داری که داری، منم سیر کن، هرچی میخوای به پات میریزم...

اینجا نانوایی...

ساعت هشت ونیم...

نانوا خمیر میزد اما نمیدانم چرا به من زل زده و #چشمک میزند...

موقع پرتاب نان دستش را به دستم میساید....

اینجا #تهران...

از خیابان که رد میشوم موتورسواری به سویم میاید...

کیفم را سفت میچسبم....و نانها....

موتورسوار از قیمت میپرسد ...شبی چند؟ومن نمیدانستم قیمت شبها چند است؟

اینجا ایران...

دستی به باسنم کشید و با گفتن جوووون دور شد...

هنوز خیسی عرقهای سرد خشک نشده بود به خانه رسیدم...

مهندس را دیدم...آقای شرافتمندی که در طبقه بالابا زن و دختر زندگی میکند...

سلام آقای مهندس...خانوم خوبن...؟دخترگلتون خوبن؟

به سلام تو خوبی؟خوشی؟کم پیدایی؟راستی امشب کسی نیست خونه مون...اگه ممکنه بیا کامپیوتر نیلوفرو درست کن...خیلی لنگ میزنه....اینم موبایلم راحت تر خواستی حرف بزنی منتظرم...

ومن هاج و واج میگم چشم...وقت کردم حتما...

اینجا سرزمین اسلام....اینجا سرزمین رضا و امامزاده ها...اینجا بیماران جنسی تخم ریزی کردن...و نه دین نه مذهب نه قانون و نه عرف از تو محافظت نمیکند...

اینجا جمهوری اسلامی ...!!!

من یک زنم

همسرم میتواند چهار زن عقدی اختیارکند وچهل زن صیغه ای؟

موهایم مرا به جهنم میبرد و عطر تنم مردان را از ورود به بهشت باز میدارد؟

هیچ دادگاهی رای مرا نمیپذیرد

اگر مرد مرا طلاق دهد با غیرت نامیده میشود و اگر من طلاق بخواهم میگویند: زیر سرم بلند شده؟


برای ازدواج دخترم به اجازه من نیازی نیست، اما اجازه پدرش الزامیست؟

هر دو کار میکنیم، او بعد از کار به خانه میاید تا استراحت کند من به خانه میایم تا کار کنم و مراتب راحتی او را فراهم کنم ؟

من یک زنم

مردها حق دارند نگاهم کنند، اما اگر اتفاقی نگاهم به مردی بیفتد هرزه وکثیف خوانده میشوم؟

من یک زنم با همه محدودیتها و ناملایمات و باز هم یک زنم

اشتباه در آفرینش من است؟ یا مکانی که در آنجا بزرگ شدم؟

جسم من، تن من، وجود من، فکر یک مرد، لباس بلند

با چند كلمه عربی است

کتابم راعوض کنم یا فکر مردان سرزمینم را...

یا در کنج اتاقم حبس شوم...

نمیدانم

نمیدانم من بدجایی به دنیا آمده ام

یا بد موقعی به دنیا آمده ام ؟؟؟


تاریخ : دوشنبه 2 آذر 1394 | 09:20 ق.ظ | نویسنده : باران | نظرات


  • paper | خرید رپورتاژ ارزان | فروش لینک دائمی
  • رپرتاژاگهی | فروش رپرتاژ
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو