پنجره عشق - بــــاران

نم نم باران زند بر شیشه بیدارت کند

یاد من اید کنارت تا که بی تابت کند.

حس کنی یک لحظه من درزیر باران بیکسم

غرق صدهاخاطره گردی که بیخوابت کند،

بوی شیدایی بپیچد درفضای خانه ات.

اخرش این عشق عالی زار و بیمارت کند.

باد آید پرده ذهن ات گشاید سوی ما

یاد ما افتی،جنون ازخویش بیزارت کند.

با نوک انگشت نویسی (خاطراتت زنده شد)

بر بخار روی شیشه....بلکه ارامت کند

عاصیم در زیر باران با هزاران خاطره

گفته ام باران بیاید تا که بیدارت کند


تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394 | 10:01 ق.ظ | نویسنده : باران | نظرات


  • paper | خرید رپورتاژ ارزان | فروش لینک دائمی
  • رپرتاژاگهی | فروش رپرتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic