پنجره عشق
تاریخ : دوشنبه 17 آذر 1393 | 06:50 ب.ظ | نویسنده : باران | نظرات
تاریخ : دوشنبه 17 آذر 1393 | 09:17 ق.ظ | نویسنده : باران | نظرات
تاریخ : یکشنبه 16 آذر 1393 | 10:44 ب.ظ | نویسنده : باران | نظرات
تاریخ : یکشنبه 16 آذر 1393 | 08:44 ب.ظ | نویسنده : باران | نظرات
تاریخ : یکشنبه 16 آذر 1393 | 08:10 ب.ظ | نویسنده : باران | نظرات
تاریخ : یکشنبه 16 آذر 1393 | 06:56 ب.ظ | نویسنده : باران | نظرات
تاریخ : یکشنبه 16 آذر 1393 | 08:33 ق.ظ | نویسنده : باران | نظرات

تاریخ : یکشنبه 16 آذر 1393 | 08:16 ق.ظ | نویسنده : باران | نظرات
تاریخ : یکشنبه 16 آذر 1393 | 08:13 ق.ظ | نویسنده : باران | نظرات

به خاطر تمامآرزو هایی که در حد یک فکر کودکانه باقی مانده اند!

به خاطرامیدهایی که به ناامیدی مبدل شدند...

به خاطر شب هایی که با اندوه سپری کرده ایم!

به خاطر قلبی که زیر پای کسانی که دوستشان داشتیم له شد...

به خاطر چشمانی که همیشه بارانی مانده اند...

یک دقیقه سکوت ...

به احترام کسانی که شادی خود را با ناراحت کردنمان به دست آوردند...

به خاطر صداقت که این روزها وجودی فراموش شده است...

به خاطر محبت که بیشتر از همه مورد خیانت واقع گردید...

یک دقیقه سکوت به خاطر حرف های نگفته!!

برای احساسی که همواره نادیده گرفته می شد....

اما نه .....

خدای من هنوز با من است....


تاریخ : سه شنبه 13 آبان 1393 | 07:09 ق.ظ | نویسنده : باران | نظرات

چه خوش خیال بودم که همیشه فکر میکردم

در قلب تو محکوم به حبس ابدم!!!

به یکباره جا خوردم

وقتی زندانبان به یکباره بر سرم فریاد زد

هی تو ازادی!!


تاریخ : سه شنبه 13 آبان 1393 | 07:07 ق.ظ | نویسنده : باران | نظرات

خداحافظ رفیق نارفیق من!
تو هم رفتی!

تو هم از کوی من چون دیگران بی اعتنا رفتی!
تو هم
با اولین بوران پاییزی چو انبوه درختان برگ و بر کندی
تو هم رفتی!

تو رفتی و نفهمیدی
که من دیوانه ات بودم
چه شوری در من افکندی
چه سان دلداده ات بودم!

تو رفتی و دل من مرد
رفاقت سوخت
صداقت را نخستین باد پاییزی ز پیش ما به یغما برد!

دل من بر یتیمان تو می سوزد
همه کوچه ز کوچ تو یتیم و بینوا گشته ست
تمام بیدلان اینک ز سوگت اشک می بارند
تمام بلبلان اکنون ز هجر خانمان سوزت ، سکوتی تلخ می رانند.
زمان در شیونت گویی چو قلبت منجمد ماندست
هوای دل ز بهت دوریت امشب چو احساس تو یخ بسته ست
درختان در نبود تو عجب بی تاب و لرزانند
تمام عاشقان امشب سرود گریه می خوانند!

خداحافظ رفیق نارفیق من!
تو رفتی و ندانستی
از این بیداد بیگاهت چه سان چون بید می لرزم!
چه سان برسوگ احساسم شبی صد شمع می بندم!

دلم هرگز نمی پنداشت تو هم چون دیگران باشی
تو هم چون بیوفا مردم
رفیق نیمه راه عمر من باشی!

تو رفتی و مرا بر لب نوای کاش و حسرت هاست
که ای کاش آن حبیب من محبت را به سر می برد،
که کاش آن نا رفیق من رفاقت را به سر می برد!

تو رفتی و من آخر هم نفهمیدم
چرا از عشق ترسیدیم؟!
چرا از بیم شور و مهر و شیدایی
مثال موج لرزیدیم؟!


خداحافظ رفیق نارفیق من!
خداحافظ نمی گویم تو را ای مهربان همراه!
که می خواهم تو را تا لحظه بدرود عالم یار خود دانم
که می خواهم
وجودم را فدای لحظه دیدار تو سازم
خداحافظ نمی گویم
نرو ! ای مهربان یارم
خداحافظ
.
.
نمی گویم


تاریخ : سه شنبه 13 آبان 1393 | 07:03 ق.ظ | نویسنده : باران | نظرات

کاش می دانستی چقدر دلم بهانه ی تو رو میگیره هر روز

کاش می دانستی چقدر دلم هوای با تو بودن کرده

کاش می دانستی چقدر دلم از این روزهای سرد بی تو بودن

گرفته

کاش می دانستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدمهایت

گرمی نفسهایت ، مهربانی صدایت تنگ شده

کاش می دانستی چقدر دلواپس تو ام

کاش می دانستی چقدر تنهام ، چقدر خسته ام

و چقدر به حضور سبزت محتاجم

و همیشه از خودم می پرسم این همه که من به تو فکر می کنم

تو هم به من فکر می کنی؟

تاریخ : سه شنبه 13 آبان 1393 | 07:02 ق.ظ | نویسنده : باران | نظرات

کسی که دوست داره شاید اذیتت کنه ولی ازارت نمیده شاید


چند روزی حالتو نپرسه


ولی همه ی حواسش به توئه شاید باهات قهر کنه


ولی به این راحتی فراموشت نمی کنه!!!



تاریخ : سه شنبه 13 آبان 1393 | 06:59 ق.ظ | نویسنده : باران | نظرات

بــﮧ قرعــﮧ / ..




هـــر خیـالـﮯ کــﮧ از مـن بـردارﮯ




بـﮧ تــو ختــم مـﮯ شـود .. /



تاریخ : دوشنبه 12 آبان 1393 | 01:07 ب.ظ | نویسنده : باران | نظرات

تعداد کل صفحات : 37 ::      ...   11   12   13   14   15   16   17   ...  



  • paper | خرید رپورتاژ ارزان | فروش لینک دائمی
  • رپرتاژاگهی | فروش رپرتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic